العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
67
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
شو ، و جز از راه خوبى به او نپرداز كه اگر برگردى تو را با آتش فروزان خدا بوزم آتشى كه بر دلها نشيند و از او برآمد ، و امام آن مال را به ابو خالد داد و ببلاد خود رفت . خرائج - با اختلاف تعبير آن را آورده - 159 - كشى در رجال خود - 81 ط 1 و 121 ط 2 آن را آورده . 43 - در ارشاد مفيد - 181 ط 1 و در اعلام الورى - 182 - گفته : در آثار از ابن عباس است كه چون پيغمبر براى نبرد با بنى المصطلق بيرون شد ، از راه كنارى گرفت و شب رسيد و نزديك دره سختى منزل كرد ، و در پايان شب جبرئيل فرود آمد و به او گزارش داد كه گروهى از كفار جن در درون دره جا گرفتند و ميخواهند نيرنگى زنند و بيارانش ضرر رسانند هنگام گذشتن از آن . پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم امير المؤمنين عليه السّلام را خواست و فرمود : بدين دره برو و دشمنان جن خدا آهنگ تو كنند آنها را با نيروى خدا داد خود دفع كن و بنام خدا كه بويژه دانش آن را به تو داده پناه بر ، و صد مرد از سپاه مختلط خود با او فرستاد ، و به آنها فرمود با او باشيد و فرمانش را ببريد . امير المؤمنين بسوى دره رفت و چون نزديك لبه آن رسيد به آن صد كس فرمود : نزديك لبه بايستيد و كارى نكنيد تا بشما اجازه دهم و خود تا لب درّه پيش رفت و به خدا از دشمنانش پناه برد و نام خدا به زبان آورد با اسماء حسنى و اشاره كرد بهمراهان كه نزديك او آيند و آنها نزديك شدند بمسافت يك تير پرتاب ، و قصد فرود شدن بدرّه نمود كه بادى تند وزيد كه نزديك بود همه را برو دراندازد و گام آنها از ترس دشمن پايدار نميماند از هراس آنچه بدانها رسيده بود . امير المؤمنين فرياد زد : من على بن ابى طالب بن عبد المطلب هستم وصى رسول خدا و عمو زاده او اگر خواهيد بر جا مانيد ، و در چشم همراهان مردمى پديد شدند چون هندوان كه گويا شعلههاى آتش در دست دارند و در كنارههاى درّه جا گرفته بودند ، و امير المؤمنين عليه السّلام بدرون درّه نفوذ كرد و قرآن ميخواند و با